X
تبلیغات
رایتل
پویا
موضوع:فرهنگی؛ادبی؛اجتماعی؛طنزوآموزشی (به زبانی عمومی وبرای استفاده همه قشرها)
text

مرتبه
تاریخ : شنبه 13 تیر‌ماه سال 1394

   می گویند انیشتن موقعی که برای سخنرانی به شهرهای مختلف می رفته راننده خودرا نیز در سالن سخنرانی می برده و راننده مطالبی را که انیشتن در سالن های سخنرانی می گفته خوب یاد میگرفته روزی انیشتن به شهری به یک سخنرانی دعوت شده بود ولی حال وحوصله رفتن روی سن برای سخنرانی نداشت راننده روبه انیشتن کرد وگفت اگر اشکالی ندارد من به جای شما سخنرانی کنم انیشتن با تعجب گفت مگر تومیدانی من درباره چه چیزی می خواهم سخنرانی کنم راننده با اصرار گفت بله من میدانم چون همیشه پای سخنرانی های شما بوده ام بالاخره انیشتن موافقت کرد راننده  به خوبی شروع به سخنرانی کرد ولی موقعی که  نوبت به پرسش و پاسخ شد  پاسخ سوالها را نمی دانست روبه حضار کرد وگفت سوالات شما خیلی پیش پا افتاده است سپس روبه انیشتن که روی صندلی ردیف اول نشسته بود کرد وگفت من از راننده ام درخواست می کنم بیاید روی سن وپاسخ سوالات شمارا بدهد.




طبقه بندی:
ارسال توسط فرامرز
آخرین مطالب

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ