-
اززندگی لذت ببر
چهارشنبه 5 تیرماه سال 1392 14:15
لذت زندگی دو میمون روی شاخه درختی نشسته بودند و به غروب خورشید نگاه میکردند. یکی از دیگری پرسید: چرا هنگام غروب رنگ آسمان تغییر میکند؟ میمون دوم گفت: اگر بخواهیم همه چیز را توضیح بدهیم، مجالی برای زندگی نمی ماند. گاهی اوقات باید بدون توضیح از واقعیتی که در اطرافت میبینی، لذت ببری... میمون اول با ناراحتی گفت: تو فقط به...
-
داستان ساعت گم شده
شنبه 1 تیرماه سال 1392 14:39
روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید. کودکان به محض این که...
-
مادر
پنجشنبه 30 خردادماه سال 1392 10:57
توخیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت: آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید. قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا...
-
به این لطیفه چند بار میخندید؟
چهارشنبه 22 خردادماه سال 1392 14:26
به این لطیفه چند بار میخندید!!! پیری برای جمعی سخن میراند. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به...
-
مشت خدا...
دوشنبه 13 خردادماه سال 1392 10:31
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش . بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش میدی، میتونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری ....
-
خشمتان برای خداست یا خرما؟
شنبه 11 خردادماه سال 1392 14:16
در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر...
-
حاضر جواب
چهارشنبه 8 خردادماه سال 1392 13:46
می گویند: “مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت: فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . . چه محشری می شوند! “اینشتین”در جواب نوشت: ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود! ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر...
-
سخنان زیبا از چارلی چاپلین
چهارشنبه 8 خردادماه سال 1392 12:11
سخنان زیبا از چارلی چاپلین ::: بزرگ ترین الماس جهان آفتاب است،که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. مردمان روی زمین استوار ، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند . دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید. برهنگی بیماری عصر ماست....
-
شاهین بی حرکت
پنجشنبه 2 خردادماه سال 1392 12:53
پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهینها تربیت شده و آماده شکار است اما نمیداند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخهای قرار داده تکان نخورده است. این...
-
تست روانشناسی -مو
پنجشنبه 2 خردادماه سال 1392 12:46
انگار شناختن آدمها کار سختی هم نیست. از نوع کفشی که میپوشند بگیرید تا شیوه راه رفتن و ایستادنشان، همگی میتوانند ویژگیهای شخصیتیشان را آشکار کنند. محققان میگویند، حتی ویژگیهای ظاهری که خود افراد در داشتنشان دستی ندارند، از قبیل نوع و جنس مو هم میتواند در این زمینه راهگشا باشد. آنها معتقدند با نگاه کردن به جنس...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 2 خردادماه سال 1392 12:40
30 ثانیه به مرکز تصویر خیره بشید بعد به دستتون که روی موس هست نگاه کنید ! ! دایره ها سفیدند یا سیاه ؟! چند ثانیه به نقطه ی سیاه در وسط عکس نگاه کنید . سپس عکس سیاه و سفیدی ظاهر می شود که شما آن را رنگی می بینید !! هر چه میزان استرس شما بیشتر باشد ، حرکات بیشتری در تصویر زیر می بینید :...
-
داستان های طنز باحال ۹۲
پنجشنبه 2 خردادماه سال 1392 12:29
داستان های طنز باحال ۹۲ یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی ؛ اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته و هر چند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و زیر لب میگه : لیلا … لیلا … لیلا … مرد میپرسه : این آدم چشه ؟ میگن : یه دختری رو میخواسته به اسم لیلا که بهش ندادن ، اینم به این روز افتاده ! مرد و همراهاش به طبقه...
-
توصیه های حضرت امام رضا (ع) برای رفع استرس
پنجشنبه 19 اردیبهشتماه سال 1392 12:51
توصیه های حضرت امام رضا (ع) برای رفع استرس به گزارش قدس آنلاین، ازصحیفه امام رضاعلیه السلام از پدرانش (ع) روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: هرگاه غذا میپزید کدو (حلوائی) بسیار بپزید، زیرا کدو قلب محزون را شاد میکند . امام رضا (ع) میفرمایند: بوی خوش، عسل، سوارکاری و نگاه به مناظر سرسبز و خرم،...
-
پرواز
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1392 09:30
در یک شهربازی پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد که از قرار معلوم فروشنده مهربانی بود. بادکنک فروش یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از مشتریان جوان را جذب خود کرد . سپس بادکنک آبی و همینطور یک بادکنک زرد و بعد ازآن یک بادکنک سفید را رها کرد . بادکنک ها سبکبال به آسمان...
-
داستان کوتاه زیبا: معنای دوست داشتن
یکشنبه 27 اسفندماه سال 1391 08:48
خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی میکردند، کلبه آنها نه اتاقی داشت و نه اسباب و اثاثیه ای. اعضای خانواده از برداشت محصولات... خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی میکردند، کلبه آنها نه اتاقی داشت و نه اسباب و اثاثیه ای. اعضای...
-
وعـده ی پــوچ
پنجشنبه 28 دیماه سال 1391 13:27
-- گاهی با یک قطره، لیوانی لبریز می شود گاهی با یک کلام قلبی آسوده و آرام می گردد گاهی با یک کلمه، یک انسان نابود می شود گاهی با یک بی مهری دلی می شکند و .... مراقب بعضی یک ها باشیم که در عین ناچیزی، همه چیزند پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد . هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی...
-
پول برتر است یا همسر (50 دلارم 50 دلاره)
دوشنبه 25 دیماه سال 1391 14:09
آقای موریس و همسرش ایستر هر سال در جشنهای ایالتی شرکت می کردند و هر سال موریس به همسرش می گفت: - ایستر خیلی دوست دارم با اون هلی کوپتر یه دوری بزنم. و ایستر همیشه در جوابش می گفت: - می دونم موریس. ولی خودت خوب می دونی که گشت زدن با هلی کوپتر میشه ۵٠ دلار. و ۵٠ دلارم ۵٠ دلاره. یکی از همان سالها موریس و ایستر به جشن...
-
چند جمله جالب از افراد معروف
چهارشنبه 20 دیماه سال 1391 11:41
من در میان موجودات از گاو خیلی میترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد( ابن سینا) لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره میشود، میتواند لشکر شیران را که توسط یک گوس فند اداره میشود، شکست دهد .(نارسیس )) مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف میشوی و مهمتر آنکه خوک از این کار لذت میبرد . " جورج...
-
حکایت من، تو، او
چهارشنبه 20 دیماه سال 1391 11:28
من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود او هر روز بعد از مدزسه کنار خیابان آدامس میفروخت معلم گفته بود انشا بنویسید موضوع این بود علم...
-
زودقضاوت نکنید؟
چهارشنبه 20 دیماه سال 1391 11:24
مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی میکند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد اوفرستادند.. مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکردهاید. نمیخواهید...
-
سرت راروی زانوهای خدابگذار؟!
سهشنبه 12 دیماه سال 1391 14:23
دختری از مرد روحانی میخواهد به منزلشان بیاید و به همراه پدرش به دعا بپردازد. وقتی مرد روحانی وارد منزل میشود ، مردی را می بیند که بر روی تخت دراز کشیده و یک صندلی خالی نیز کنار تخت وی قرار دارد. پیرمرد با دیدن مرد روحانی گفت: شما چه کسی هستید؟ و اینجا چه میکنید؟ روحانی خودش را معرفی کرد و گفت: من دراینجا یک صندلی خالی...
-
بز درون ما چیست؟؟
سهشنبه 12 دیماه سال 1391 14:05
هر یک از ما بزی داریم این چنین روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. ناگهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند. آنها آن شب را مهمان او شدند.و او نیز از شیر تنها بزی که داشت به...
-
حافظه کودکانتان رابااین شیوه افزایش دهید !!!
سهشنبه 12 دیماه سال 1391 13:37
چه کسی گفته ضعف حافظه فقط در افراد مسن پیش میآید؟ ضعف حافظه برای هرکسی صرفنظر از سن میتواند پیش بیاید… آیا می خواهید حافظه کودکتان را افزایش دهید، این کار به سادگی انجام پذیر است. آیا می خواهید حافظه کودکتان را افزایش دهید، این کار به سادگی انجام پذیر است. کـودک و ضعف حافظه چه کسی گفته ضعف حافظه فقط در افراد مسن...
-
آیا حرف های خود را از 3 صافی رد می کنیم
پنجشنبه 7 دیماه سال 1391 10:39
شخصی نزد همسایه اش رفت و گفت: گوش کن، میخواهم چیزی برایت تعریف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو میگفت؛... همسایه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اینکه تعریف کنی، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذراندهای یا نه؟ گفت: کدام سه صافی؟ اول از میان صافی واقعیت. آیا مطمئنی چیزی که تعریف میکنی واقعیت دارد؟ گفت نه. من فقط آن را...
-
بخونو بخند
پنجشنبه 7 دیماه سال 1391 10:14
اگه دیوید بکام اسم پسرش را می ذاشت ایام، صداش می کردند ایام بکام، حال می کرد! طرف می گفت دوست دارم بچه ام پسر باشه که نسل بابام باقی بمونه! انگار باباش ببر مازندرانه... اولین بار که تو عمرم تقلب کردم ؛ سال اول ابتدایی ؛ امتحان ریاضی: پیس پیس (خطاب به جلوییم) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش؟ جلوییم: چپ! من : چپ کدوم...
-
فقط بخونو بخند !!!
سهشنبه 21 آذرماه سال 1391 14:12
کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع ۲۰ کیلومتر…!!! *********************** یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟ *********************** میازار موری که دانه کش است… در...
-
هوش خودراآزمایش کنید!
پنجشنبه 4 آبانماه سال 1391 13:25
امتحان نهایی برای پی بردن به اینکه مغز شما از کار افتاده است! در اینجا چهار سؤال معمولی و یک سوال جایزه وجود دارد. شما باید فوراً به آنها پاسخ دهید. شما نباید وقت زیادی تلف کنید، به همة سوالات فوراً پاسخ دهید. قبوله؟ آماده؟ حرکت!!! سؤال اول: شما در یک مسابقة سرعت شرکت کرده اید. از نفر دوم سبقت می گیرید. اکنون در...
-
جملات الهام بخش
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 11:24
پرستار، مردی با یونیفرم ارتشی و با ظاهری خسته و مضطرب را بالای سر بیماری آورد و به پیرمردی که روی تخت دراز کشیده بود گفت: آقا ی "گری" پسر شما اینجاست! پرستار مجبور شد چند بار حرفش را تکرار کند تا بیمار چشمانش را باز کند. پیرمرد به سختی چشمانش را باز کرد و در حالیکه بخاطر حمله قلبی درد میکشید جوان یونیفرم...
-
فقط مردها بخوانند.
سهشنبه 28 شهریورماه سال 1391 13:15
نامه یک مادر به پسرش لطفا فقط مردها اگر مایل بودندمتن نامه رابخوانندروی ادمه مطلب کلیک کنند. پســـرم! پسر ِخوبم میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! ... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی پســـرم... مامانت برای تو حرف هایی داره...
-
عیب کوچک عروس
سهشنبه 28 شهریورماه سال 1391 13:06
داستان ۱ جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است. پیرزن گفت: اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می...