-
“ هدیه “
چهارشنبه 18 فروردینماه سال 1389 10:32
داستان بسیار زیبا و تاثیر گذار “ هدیه “ یکی از دوستانم به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود. شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می کرد. پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید: ” این ماشین مال شماست ،...
-
داستان آموزنده و خواندنی “کامیون حمل زباله ”
چهارشنبه 18 فروردینماه سال 1389 10:29
داستان آموزنده و خواندنی “کامیون حمل زباله ” روزی من با یک تاکسی به فرودگاه می رفتم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد! راننده ماشین دیگر سرش را...
-
داستان آموزنده و زیبای ” لیوان را زمین بگذار “
چهارشنبه 18 فروردینماه سال 1389 10:24
داستان آموزنده و زیبای ” لیوان را زمین بگذار “ استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت . آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: ۵۰ گرم ، ۱۰۰ گرم ، ۱۵۰ گرم استاد گفت : من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است:...
-
آیا میدانید ...
یکشنبه 15 فروردینماه سال 1389 10:47
آیا میدانید ( جالب و خواندنی ) آیا میدانید به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا از مرگ! آیا میدانید خطوط هوایی آمریکا با کم کردن ۱ زیتون از سالاد هر مسافر توانست ۴۰,۰۰۰$ جمع کند. آیا میدانید ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳,۰۰۰ متر مربع پیتزا میخورند. آیا میدانید بچهها بدون کشکک زانو متولد میشوند که در...
-
دانستنیهای جذاب و خواندنی
یکشنبه 15 فروردینماه سال 1389 10:39
دانستنیهای جذاب و خواندنی میدانستید مردان در مقایسه با زنان مى توانند حروف ریزترى را بخوانند. در عوض، شنوایى زنان بهتر از مردان است. آیا میدانستید ۲۸ ٪ قاره آمریکا طبیعت بکر و دست نخورده است. این میزان در مورد آفریقاى شمالى ٣٨٪ است. آیا میدانستید افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند. آیا میدانستید...
-
آیا میدانید ...
یکشنبه 15 فروردینماه سال 1389 10:35
سری جدید آیا میدانید آیا می دانستید که زرافه ایستاده وضع حمل میکند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتی متری به زمین می افتد؟ آیا می دانستید که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم می تواند ببیند؟ آیا می دانستید که قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است؟ آیا می دانستید که در شیلی منطقه ای صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در...
-
آیا میدانید...
یکشنبه 15 فروردینماه سال 1389 08:59
سری جدید آیا میدانید فروردین ماه ۸۹ آیا می دانستید که سریعترین پیامی که از دستگاه عصبی انسان به مغز فرستاده میشود با سرعت ۲۸۸ کیلومتر در ساعت انجام میگیرد ؟ آیا می دانستید که قوه چشایی پروانه ها در پاهای آنان تعبیه شده است ؟ آیا می دانستید که اگر تمام نمکهای آبهای دنیا را جمع آوری کنیم، میتوانیم کره زمین «خشکی» را با...
-
دانستنی های بسیار جالب و خواندنی
یکشنبه 15 فروردینماه سال 1389 08:56
دانستنی های بسیار جالب و خواندنی جدید فروردین ماه ۸۹ ۱– بیش از ۷۰۰ میلیون نفر در سرتاسر دنیا، میزبان کرم روده هستند. ۲ – سریعترین سرعتی که یک دوچرخه سوار به آن دست پیدا کرده است، ۱۶۶٫۹۴ مایل در ساعت بوده که معادل ۲۶۸٫۶۶۳ کیلومتر در ساعت است. ۳ – هم اکنون انسان توانایی تولید نور لیزر را با شدت یک میلیون برابر نور...
-
آموخته ام که ...
یکشنبه 15 فروردینماه سال 1389 08:54
آموخته ام که . . . ( درس زندگی ) آموخته ام …… بهترین کلاس درس دنیا کلاسی است که زیر پای پیر ترین فرد دنیاست . آموخته ام …… وقتی که عاشق هستید عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود. آموخته ام …… تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید : تومرا . شاد کردی . آموخته ام …… داشتن کودکی که در آغوش شما به...
-
تبریک سال نو
یکشنبه 23 اسفندماه سال 1388 10:42
طلوع دوباره بهار فصل خرمی وشکفتن را به تمامی همکاران ودوستان عزیزم وهمچنین دانش آموزان عزیز دبیرستان نور - شهید زین الدین وخصوصا دانش آموزان سال گذشته دبیرستان یادگار امام (ره) تبریک عرض می کنم امیداوارم همگی شما مهربانان سال خوشی توام با موفقیت داشته باشید.
-
متن های زیبا برای تبریک سال نو
یکشنبه 23 اسفندماه سال 1388 10:25
*از عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند جشن فـــرخنده فـــرودیـن است روز بازار گـــل و...
-
ضعف تا قدرت
چهارشنبه 19 اسفندماه سال 1388 09:09
پسرک ده سالهای که در حادثه تصادف رانندگی بازوی چپش را از دست داده بود، تصمیم گرفت ورزش جودو را به صورت حرفهای یاد بگیرد. پسرک آموزش خود را زیر نظر استاد ژاپنی پیری شروع کرد. با وجودی که خیلی خوب پیشرفت میکرد، استاد همچنان روی یک حرکت متمرکز شده بود و درس جدیدی به وی نمیداد. بعد از سه ماه تمرین مداوم روی این فن،...
-
نگاه متفاوت به فقر
سهشنبه 18 اسفندماه سال 1388 22:55
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند . در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟ پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !.... پدر پرسید : آیا به...
-
دختر فداکار
سهشنبه 18 اسفندماه سال 1388 22:51
همسرم نواز با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟ شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود ظرفی پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود گلویم رو...
-
اعتراف
سهشنبه 18 اسفندماه سال 1388 22:44
مردی برای اعتراف نزد کشیش رفت. «پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم» «مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم» «اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد»... «خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی، بنابر این بخشیده می شوی» «اوه پدر این...
-
تأثیر حرف دیگران بر ما
سهشنبه 18 اسفندماه سال 1388 22:40
مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند. کارش بالا...
-
۳داستان جالب دیگر
شنبه 8 اسفندماه سال 1388 17:32
داستان جدید کلاغ و روباه کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست . روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت . بوی پنیر شنید . به طمع افتاد . رو به کلاغ گفت : ای وای تو اونجایی ! می دانم صدای معرکه ای داری ! چه شانسی آوردم ! اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان … کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت : این حرفهای...
-
۳ داستان بسیار زیبا ، جالب و آموزنده
جمعه 7 اسفندماه سال 1388 19:23
داستان آموزنده ” نیروی باور و تلقین “ در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن ۵ کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار...
-
مداد
جمعه 7 اسفندماه سال 1388 19:18
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت . بالاخره پرسید : - ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟ پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت : - درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی . پسرک با...
-
اصول بیل گیتس
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1388 22:03
شش اصل مهم که دانشآموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند؟ «بیل گیتس»، رئیس «مایکروسافت» از بزرگترین ثروتمندان جهان، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای آمریکا ، خطاب به دانشآموزان گفت: «در دبیرستان خیلی چیزها را به دانشآموزان نمیآموزند». او شش اصل مهم را که دانشآموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند، بیان کرد. به گزارش...
-
داستان آموزنده و جالب ( پیرمرد و الاغ )
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1388 21:54
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می...
-
داستان کوتاه و بسیار خواندنی و پند آموز
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1388 11:20
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم. زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست . وقتی که او...
-
داستان کوتاه و بسیار آموزنده ( یک دنیا آرزو )
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1388 11:13
داستان کوتاه و بسیار آموزنده ( یک دنیا آرزو ) روزی یک پری که در درخت انجیری خانه داشت به لٍستر آرزویی جادویی پیشنهاد کرد تا هر چه می خواهد آرزو کند لستر آرزو کرد علاوه بر این آرزو دو آرزوی دیگر هم داشته باشد و با زیرکی به جای یک آرزو صاحب سه آرزو شد بعد با هر یک از این سه سه آرزوی دیگر در خواست کرد! و با این حساب...
-
داستان زیبای پادشاه و مردم
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1388 11:07
در زمان های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و … با وجود این هیچ کس...
-
از نصایح شهید اول
دوشنبه 3 اسفندماه سال 1388 22:51
- با مردم در خور فهم آنان سخن گوید و از مطالبی که هضم آنها برایشان مشکل است بپرهیزد. خلق و خوی خوب داشتن، خشم را فرو خوردن، با مرد م فروتنی نمودن، از خدا سامان خلق را خواستن و کارهای آنان را سامان دادن را پیشه خود سازد. از دوست بسیار عزیزم محمد یاری تشکر می نمایم بخاطر ارسال این مطلب و«قضاوت مردم ...»
-
عقاب
شنبه 1 اسفندماه سال 1388 17:24
مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت . عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آنها بزرگ شد . در تمام زندگیش ، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند، برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و قدقد می کرد و گاهی با دست و پا زدن بسیار ، کمی در هوا پرواز میکرد . سال ها گذشت و عقاب خیلی...
-
سلام آقاجان
شنبه 1 اسفندماه سال 1388 15:39
سلام آقاجان برای آمدنت انتظار کافی نیست دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست خودت دعا بکن ای نازنین که بر گردی دعای این همه شبزندهدار کافی نیست
-
ریاست ابدی
شنبه 1 اسفندماه سال 1388 15:33
آن کس که بداند و بداند که بداند باید برود غاز به کنجی بچراند آن کس که بداند و نداند که بداند بهتر که رود خویش به گوری بتپاند آن کس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول خر خویش براند آن کس که نداند و نداند که نداند بر پست ریاست ابدالدهر بماند!
-
طنز مدیریتی
شنبه 1 اسفندماه سال 1388 15:32
میانگین هدف ! سه آمارگر به شکار رفته و در کمین گوزنی قرار گرفتند. اولی به گوزن شلیک کرد ولی گلوله یک متر به راست انحراف داشت. دومی شلیک کرد و گلوله یک متر به چپ انحراف داشت. نفر سوم در همین لحظه خوشحال شد و گفت: «عالی شد ما به طور میانگین به هدف زدیم!»
-
ماستمالی کردن
سهشنبه 27 بهمنماه سال 1388 23:07
قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که در عصر بنیانگذار سلسله پهلوی اتفاق افتاد: «هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیله راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند ....